
سوداي قرب توآسوده بالم کرد از عالمي غوغا يکسرجدايم کرد
به تيرغمزه اي مهرت هردم شکارم کرد در عالم معناصدخوش به حالم کرد
نازنگاه توپرشورونشاطم کرد زيباي روي تو شب زنده دارم کرد
عطرسخن وحرفت غوغا به عالم کرد طعم کلامت جانا شيرين کلامم کرد
فر رخت زيبا آتش به عالم کرد خاک را زنده فرزند آدم کرد

یه روز توی کوچه ی عشق گفتم ازت سوال دارم
گفتی بپرس جونم، برات، جواب بی خیال دارم
گفتم می خوام از ته دل به این سوال جواب بدی
یه موقع از سر هوا یا که هوس جواب ندی
سوال من از ته دل جواب تو از سرِ رو
آخه چرا از سرِ رو بهم جواب دادی بگو؟
من همه ی روابطم از سرِ دل بود تا حالا
مهربونیم ، بد بودنام،
از اون اول رابطه تا روز اوجش تا حالا
گفتم اگر یه روز برم یا از پیشت سفر کنم
بینم ؟ حلالم می کنی اگر که ترک سر کنم
گفتی آره نوکرتم هر چی که بین ما بشه
آخر حلالت می کنم حتی

گريه هايم بی صداست
عشق من بی انتهاست
رد پای اشک هايم بگير
تا بدانی خانه عشق کجاست

از دوست داشتن
امشب از آسمان دیده تو
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذ ها
پنجه ها یم جرقه می کارد
شعر دیوانه، تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپید است
من به پایان دگر نیند یشم
که همین دوست داشتن زیباست.
( فروغ فر خزاد)
خدایا
اگر به غرور گرفتار شدم قبل از شکست، هوشیارم کن
اگر به کذب آلوده شدم قبل از رسوا شدن بیدارم کن
اگر از دوست داشتن بیزار شدم به عشق، هوشیارم کن
اگر از یادت غافل شدم به لطفت از خواب بیدارم کن
اگر بیدار نشدم برای،همیشه در خوابم کن
الوداع ای خواهر غم پرورم می روم من نزد زهرا مادرم
الوداع ای خواهر جا نان من بعد من جان تو و طفلان من
انسان با سه بوسه تکمیل می شود :
1- بوسه مادر که با آن پا به عرصه خاکی می گذاری
2- بوسه عشق که یک عمر با آن زندگی می کنی
3- بوسه خاک که با آن پا به عرصه ابدیت می گذاری![]()
عا شق شدم كا ش ندونه
دست دلم رو نخونه
اگه بدونه مي دونم
د يگه با من نمي مونه
اون كه پيش دل من گيره
اگه بدونه ميزاره ميره
اگه بدونه ديونم كرده
ميره و ديگه بر نمي گرده
بنيامين بهادري



برای لحظه ای حتی به فکر ديگری باشی
نمی خواهم صفای خنده ات را ديگری بيند
نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشيند
نمی خواهم کسی نقش چهره ات درخاطرش ماند
نمی خواهم نگاهی در نگاه تو در آميزد
نمی خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستی
نمی خواهم کسی يارت شود در راه مستی
نمی خواهم به جز من يار کسی باشی
گل نازم ! نمی خواهم خار و خسی باشی
نمی خواهم کسی با يار من سخن گويد
اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد
نمی خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم
مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گويد
<<جز تو هرگز با کسی از عشق و از فردا نخواهم گفت
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
*****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
*****************************
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
*****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
*****************************
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود








دنیا سه رکن داره:![]()
![]()
1)اصلا عاشق نشو![]()
![]()
![]()
![]()
2)اگر عاشق شدی واسه ی معشوقت بمیر![]()
![]()
![]()
3)اگر مردی خاک بر سر بی جنبه ات کنند![]()
![]()
سهم من
از دستان پنجره
یک بغل دلتنگی
و سهم تواز من
خاطرات باران خورده
اکنون !
به وسعت آغوش نسیم
غزل های ناتمام را
به خاطر بسپار
مسافر چشمهای پاییزی ام

